ترجمه ی شعری از : خوان رامون جیمنز (خیمه نز)
ترا در تاریکی می بوسم
بدون اینکه بدنم
بدن تو را لمس کند
پرده را پایین می اندازم
تا حتی مه
نتواند از آسمان داخل اتاق شود
تنها یک دنیا وجود داشته باشد
مترجم : اعظم کمالی
خوان رامون خیمهنز (به اسپانیایی: Juan Ramón Jiménez Mantecón) (۲۴ دسامبر ۱۸۸۱، اسپانیا -
۲۹ مه ۱۹۵۸، پورتوریکو) شاعر اسپانیایی بود. او جایزه نوبل ادبیات را در سال ۱۹۵۶ دریافت کرد. یکی
از برجستهترین خدمات وی به شعر مدرن، ایدهٔ " شعر ناب " بود .
/////////////////////////////////////////////////////////////////
سحرم دولت بیدار به بالین آمد گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
قدحی سرکش و سرخوش به تماشا بخرام که ببینی که نگارم به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
گریه آبی به رخ سوختگان باز آورد ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
مرغ دل باز هوادار کمان ابروییست ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست که به کام دل ما آن بشد و این آمد
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
چون صبا گفته حافظ بنشید از بلبل
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد