باران
امروز که باران می بارد
بی محابا
مرا از پنجره پس بگیر
از دویدن های عابران
مسابقه ی کلاه و چتر
از صدای دست فروش های محله
تکه تکه ی مرا که باد پشت گاری اش زده
پس بگیر
.
.
.
.
: باران ! باز باران ! باز باران
+ نوشته شده در ۱۳۹۳/۰۲/۰۳ ساعت توسط اعظم کمالی
|
مراکز فروش کتاب (هنوز مونالیزانبود که من بودم ):