بازهم ترجمه
شعری از : ژاک پره ور
میهمانی
گیلاس ها خالی بودند
بطری ها شکسته شده بودند و تخت
گیلاس ها خالی بودند
بطری ها شکسته شده بودند و تخت
آغوش گشوده بود
درب خروجی خانه قفل شده بود .
تمام ستاره های شیشه ای خوشبختی
تمام ستاره های شیشه ای زیبایی
در گردو غبار اتاق به هم ریخته
برق می زدند .
من از فرط مستی مرده بودم و
شراره ای از شادی در وجودم شعله ور بود
تو
مست زندگی
تن برهنه درمیان آغوش من
بودی .
مترجم : اعظم کمالی
درب خروجی خانه قفل شده بود .
تمام ستاره های شیشه ای خوشبختی
تمام ستاره های شیشه ای زیبایی
در گردو غبار اتاق به هم ریخته
برق می زدند .
من از فرط مستی مرده بودم و
شراره ای از شادی در وجودم شعله ور بود
تو
مست زندگی
تن برهنه درمیان آغوش من
بودی .
مترجم : اعظم کمالی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۷/۱۵ ساعت توسط اعظم کمالی
|
مراکز فروش کتاب (هنوز مونالیزانبود که من بودم ):