حوا خوب  است .

ترجمه ی شعری از : رینر ماریا ریکله

تنهایی مقدس و پر از برکت من

تو همانند باغی که  سپیده دم از خواب بیدار می شود

غنی  !خالص و بی نهایت هستی .

تنهایی پر برکت و مقدس من

درهای طلایی ات را بسته نگه دار

بیرون از در

هر چیزی در انتظار ورود است .

مترجم : اعظم کمالی



........


جناب ناشناس . وبلاگ من خوشبختانه از سال 85 دایر است .و اگر دروغ نگویم هر دوهفته یک بار ,ماهی یک بار را حداقل به روز شده است . اما خوب در بایگانی موجود نیست چون آنقدر چه از ترجمه هایم چه از نوشته های من کپی برداری شده که بجا نمی دانم که نوشته هایم را باقی بگذارم . هر چند نوشته هایی بد ! اینها را گفتم تا به این نکته برسم :

همین نوشته ای که می فرمایید از سال 85 در کنار وبلاگم بوده و هنوز هم هست  . شعر اول که از خانم سیمین بهبهانی ست . و کار دوم که شعر هم نیست(  به نظر خودم نه ارزش ادبی دارد نه ارزش بحث کردن ) . روز  نوشته ی خودم است . حالا این خانم هیلا صدیقی کیست؟ . شاید ایشان هم مثل بقیه کارهای مرا کپی نموده اند . از کجا معلوم که ایشان به قول خودتان تغییرش داده اند و به نام خود ثبت کرده اند !!!!!!!

 دزدی آثار و نوشته های دیگران بدترین کار دنیاست .


محض اطلاع جناب ناشناس:

عنوان سايت بوته شمعدانی
آدرس buteshamdani.blogfa.com
آمار از تاريخ 1385/2/26
بازديد کل 27734

////////////////////////

پی نوشت آخر : جناب ناشناس ,چشمهایتان را باز کنید . زود قضاوت نکنید . به دیده هایتان بسنده نکنید . همین چند خط بالا کپی برداری شده از وبگذرم بوده و هست . که نشان دهنده ی تاریخ افتتاح این وبلاگ است . اما 

بی خیال من! که نمیدانم از کجا فهمیدید جوش آورده ام . اما خجالت  هم چیز خوبیست . یعنی در واقع شما نسبت کپی برداری به بانوی غزل ایران می دهید . برایتان نوشتم که این غزل از خانم سیمین بهبهانی است . کمی در گوگل تان سرچ کنید . همین گونه که مرا یافتید تاریخ سرایش این غزل را هم پیدا می کنید.

دوما : خدا وکیلی تطابقی بین غزلی که نوشتید و غزل خانم بهبهانی انجام دهید . به چه نکته ای می رسید . این کجا و آن کجا .حکایت مور است در برابر فیل

ول کنید این جانب داری ها را و به شعر اصیل بپردازید .

از هر گروه از نان به نرخ روز خور ها متنفرم . چه اینوری ! چه اونوری ! هر کس سنگ خود را به سینه می زند .(اشتباه کردم حتی بعد از معرفی شما هم نامش را سرچ کردم . بعضی افراد بهتر که ناشناس بمانند . )



آبی

ترجمه ی شعری از :

یک بار به تو گفتم
خودت را ناراحت نکن , ای عشق
اگر من با همه  فرق می کنم.

شاید حلقه ی دودی باشم
اما چوبی که زیر من خاکستر می شود
ساقه ی طلایی از درختی جنگلی ست

و تو نمی خواهی که به من گوش کنی .

: آلدا مرینی . شاعر ایتالیایی



/////////////////////////

گفتم :بهانه ای بیاور

گفتی :همه بهانه ام شدی

آخر نوشت: بهانه های این روزها همه سیاه و سپیدند .مثل شب سردند . مثل روز داغند.

یک  بهانه ی خنک عصر گاهی ! کم پیدا می شود.