ترجمه
ترجمه ی شعری از :؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟
بگذار
در آغوش بگیرد
مرا
خیالی
که پیراهنی بر تن دستهای برهنه ی من
شده است .
آنجا که لب هایم آغشته می شوند به عشق
در زلالی شب
روحم را برهنه خواهم کرد تا
دست در دست ماهی بگذارد
که روی خواب تو افتاده است .
مترجم : اعظم کمالی
: این که ندانی شاعرش کیست ! به کجای دنیا بر می خورد !
وقتی شاعر نمی داند خواننده اش کیست !
مهم کلماتی است که تو را می برد
با خود
بی خودت می کند
من در میان جمع و دلم جای دیگریست!
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۸/۱۹ ساعت توسط اعظم کمالی
|
مراکز فروش کتاب (هنوز مونالیزانبود که من بودم ):