هفت کاج سوخته

یک جام 

گلبرگهای  خشکیده

چاقوی کندی روی میز 


می دانستم 

آمدن تو هم  فایده ای ندارد 

مرگ 

به جان میهمان های خانه افتاده است 

باید 

پنجره ها را بیدار کنم. 


90/10/4