من

می توانم ژوزفین باشم

تو

هم اگر خواستی بناپارت .


من می توانم آسیاب بادی شوم

تو ,هم اگر خواستی ,سروانتس.


می خواهی اصلا جزیره ی دور افتاده ای شوم

می توانی مواظب قدم هات باشی !


هی رابینسون !

مراقب باش

سیبی که گاز می زنی

شعری ست که برای  تو نوشته ام .



89/9


پی نوشت:

هر کجای دنیا که باشی .

(تنهایی ما آدمیان را

باد ترانه می خواند)