شهر اشوب
من
این شهر را دوست دارم,
شهری که کوچه هاش
به نام بوسه اند و خانه هاش
به حجم یک آغوش.
من این شهر_ بدون طول و عرض جغرافیایی را دوست دارم
تا به عرض شانه های تو
به طول دستهای تو
در آن خانه کنم
من این شهر بی دغدغه را دوست دارم
که کلاغهاش
به جای قار قار
شعر می خوانند و جمعه هاش
سکوت همرنگ عشق را مژده می دهند.
من این شهر خالی از چراغ را دوست دارم
تا آنقدر بگویم از دل تنگی
تا راه بندان شودو سبزی نگاه تو
راه گرفته ی دل را باز کند .
من این شهر را دوست دارم
شهر _دوستت دارمها را.
فروردین 86
پی نوشت:
با خبر شدم که مجموعه شعر دوست گرامی ام جناب آقای حامد رحمتی با عنوان (عکاس دوره گرد)توسط انتشارات آهنگی دیگر به مرحله ی چاپ رسیده است . بی پرده باید بگویم خدا را شکر که بالاخره بعد از دو سال انتظار به این مرحله رسید .
نمی دانم تا چه حد کارهای ایشان را دنبال کرده اید یا اصلا شعرهایشان را خوانده اید یا نه! اما مطمئن باشید که ماهی را هر وقت از اب بگیرید تازه است از امروز هم که بخوانید من بعد مشتاق خواندن شعرهایشان خواهید شد.
مراکز فروش کتاب (هنوز مونالیزانبود که من بودم ):