آی عشق
همیشه دوستت دارم را
بلند
بلند
شانه می شدی
دوستت دارم را
.
.
دوستش داشتی.
دوستم داشتی را
.
.
پیراهنت آماده ست
کفش هایت به راه
موهایم را چهل گیس دوست داشتی
نداشتی؟
چهل گیس کرده ام
دیگر می توانی دست در دست من
در زیباترین پارکهای شهر
قدم بزنی
گنجشکها را نشانم بدهی
برایم قاصدک بچینی
دیدی
من آماده ام
فقط ببین
تو می توانی
پا به پای من
در خیالم قدم بزنی؟
27مهرماه89
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ ساعت توسط اعظم کمالی
|
مراکز فروش کتاب (هنوز مونالیزانبود که من بودم ):