این هوا لنگ می زند .


یک جای این هوا دلش میخواهد بر تنش دست بسایی! روی دلش پا بگذاری ! رد قدم

هایت بماند روی اندیشه هایش !دلش میخواهد مثل بلندی هایش ! سر بلند کنی و

مغرور فتح اش کنی .


یک جای دیگری از این هوا دلش می خواهد سردی گونه هایت را بسپاری به بوسه

هایش !تارهای نازک موهایت را بسپاری به دست هایش ! خیس خیس جا بماند روی

لباس هایت .

 
یک جای دیگر این هوا داغ داغ است .دلش عریانی ات را میخواهد .انگار کنار شومینه

نشسته ای ! انگار چای داغ دستت گرفته ای و در خیابان ها قدم می زنی .انگار سر

از یک کتاب شعر برداشته ای !