تولد
پاییز
میزبان من بود
بهار
میهمان همسایه.
باد
از سروکول خاطره ها بالا می رفت
انار
در ریس به ریس خنده هایم
غنچه می داد .
دلم ترک داشت
یاد کسی در دلم بند نمی شد
تو آمدی
به قصد بند زنی
تکه ای برداشتی
بوسه ای گذاشتی !.
پاییز
میهمان من شد
بهار
میزبان همسایه.
85
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۶/۲۵ ساعت توسط اعظم کمالی
|
مراکز فروش کتاب (هنوز مونالیزانبود که من بودم ):